
عروسی دعوت شده ام بعد از دو سال. از آن زنانه-مردانه ها که به درد نمی خورد و فقط خرج اضافی ست. چند سال پیش رفتم جشن نامزدی همین زوج (جالب است، هنوز آدم هایی هستند که به پای هم می مانند) و یادم هست که از لحظه ی "بفرمایید شام" گفتن شان تا رسیدن به سر میز، تمام دیس ها را سابیده بودند. با دهان باز به این منظره خیره شده بودم و به یاد حمله ی قوم مغول "شنیدن کی بود مانند دیدن؟" را با خود زمزمه می کردم. یا...
ادامه مطلب