نگهداری از مادر: واقع بینانه

خرید بک لینک

" یک مادر می تونه پنج بچه رو تنهایی نگهداری کنه. اما پنج تا فرزند نمی تونند یه مادر رو نگهداری کنند."

حتما شما هم از این قبیل حرف ها دیده و شنیده اید.حرف هایی که فقط سرزنش می کنند و عذاب وجدان می دهند. اما واقعا زحمت نگهداری از کودک با زحمت نگهداری از سالمند یکی ست؟!

بچه ها کوچولو و کم وزن هستند. یک بچه ی دو کیلویی، سه کیلویی ، ده کیلویی... را به راحتی می توان زیر بغل زد و گذاشت روی صندلی، روی تخت، برد حمام. اگر همکاری نکند کمی بیش تر زمان می برد اما ناممکن نیست.

سالمند شصت-هفتاد کیلویی یا چاق تر را نمی شود زیر بغل زد و حرکت داد. اگر همکاری نکند که دیگر اصلا نمی شود.

کودک را یک نفره می شود راه برد. اما گاهی سالمند به دو نفر برای راه رفتن نیاز دارند. گاهی سالمندان به خاطر غرور و نپذیرفتن مشکلشان از به دست گرفتن عصا هم سرباز می زنند .

کودکان در حال یاد گیری هستند. یک بار به بچه می گویی به بخاری دست نزن، دو بار می گویی و... یاد می گیرد. شاید یک بار هم دست بزند و دستش بسوزد اما بالاخره یاد می گیرد. او به شما نگاه می کند که شب ها چگونه مسواک می زنید یا چگونه لباس می پوشید.چگونه بندهای کفش را می بندید و... کودک از شما یاد می گیرد. سرانجام روزی می رسد که دیگر برای انجام این روزمرگی ها به شما نیاز ندارد و راحت می شوید.

اما سالمندان، گاهی ذهن شان تحلیل می رود. مغز کم کم عملکرد سابقش را از دست می دهد. شخص مدام همه چیز را فراموش می کند یا حواسش پرت می شود. به سالمند می گویید سر فلان ساعت قرصش را بخورد اما نمی توانید مطمئن باشید که این کار را واقعا می کند یا نه. نمی توانید مطمئن باشید که داروی درست را می خورد یا ممکن است جا به جا مصرف کند و دچار عوارض تازه ای بشود. سالمند دیگر چیزی یاد نمی گیرد. به سالمند ده بار می گویید بی خبر از در بیرون نرود و او مطیعانه چشم می گوید. اما ممکن است ناخواسته این کار را بکند. پس نگهداری از سالمند هوش و حواس و زمان بیش تری می خواهد.

کودک شاید مهارت گفتاری نداشته باشد یا هنوز دایره ی لغات کمی برای بیان منظورش داشته باشد. با این حال به کودک بیش تر از یک سالمند می توان اعتماد کرد. اگر می گوید امروز غریبه ای به در خانه آمده و به او شکلات داده است، یعنی واقعا چنین اتفاقی افتاده است. اما سالمند- سالمند بیمار که دارو مصرف می کند، سالمندی که سابقه ی هرگونه اختلال حواس یا آلزایمر دارد- قابل اطمینان نیست. او ممکن است بسته ی پستی مهمی دریافت کند و بعد به خاطر عدم دریافتش به اداره پست شکایت کند.

کودک سرانجام یاد می گیرد که رسوم دستشویی رفتن و رعایت بهداشت چگونه است. تا پیش از یادگیری، هر بار "به شما می گوید" که نیاز به دستشویی رفتن دارد و شما کمکش می کنید. کودک روز به روز وضع بهتری پیدا می کند. اما سالمندان کم کم این توانایی ها را از دست می دهند. و حتی ممکن است نتوانند به شما بگویند که نیاز به دستشویی رفتن دارند. آن ها چیزی نمی گویند، خود را خیس و کثیف می کنند. و شما - که در ذهن او را با کودک توانا مقایسه می کنید- احتمالا بی اختیار ناراحت می شوید. و راستش را بخواهید، عوض کردن پوشک یک کودک بامزه ی دو-سه کیلویی، اصلا مانند تعویض پوشک یک سالمند شصت-هفتاد کیلویی یا بیش تر نیست.

فرزندان در ابتدا نوزادند. مادران (و کمی هم پدران! به صورت خوش بینانه) از فرزندان کوچک مراقبت می کنند. فرزندان کم کم بزرگ می شوند. مستقل می شوند. برای خود شغل و خانه و خانواده می سازند. مسئولیت های متعددی بر عهده می گیرند. از جمله نگهداری از نو رسیده یا کودکان دبستانی خودشان.

حال تصور کنید در این وضعیت پدران و مادران این افراد که پا به سن گذاشته اند، بیمار و نیازمند مراقبت شوند. پدر-مادر جوان یا میانسال، نمی تواند شغل و فرزندان کوچک خود را برای نگهداری از والدین مسنش رها کند. حالا می توانند فقط یک یا چند روز مرخصی بگیرند. اما تا ابد؟ نمی شود. واقعا نمی شود. درست است که همین والدین او را با زحمت بزرگ کرده اند. اما این شرایط برابر نیست. واقعا برابر نیست.

می خواهم این را بگویم: بله همه ی ما نسبت به والدین خود دین داریم. آن ها زحمت ما را کشیده اند. اما هر انسان بزرگسالی که مسئولیت های متعددی را پذیرفته است، در عمل نمی تواند آن طور که باید و شاید از والدین سالمند خود نگهداری کند. نباید کسی را به خاطر استخدام پرستار و حتی به خاطر فرستادن پدر-مادر به خانه ی سالمندان سرزنش کنیم. (البته داریم از خانه ی سالمندانی با امکانات استاندارد صحبت می کنیم). شما جای آنان نیستید. شما نمی دانید که در کشور ایران پرستاری از سالمند یک تخصص شناخته نمی شود و هر کس با کمبود مهارت و بی کاری مواجه می شود آگهی نگهداری از سالمند می دهد.و خیلی ها پس از تعویض چندین و چند پرستار خانگی، سرانجام خانه ی سالمندان را انتخاب می کنند. شما نمی دانید برخی از سالمندان نیاز به مراقبت های پزشکی دارند و همه ی فرزندان جوان-میانسال نمی توانند هر روز سرم یا سوند وصل کنند. همه ی بزرگسالان، برای نگهداری از سالمندان، واقعا به کمک نیاز دارند و این کار تنهایی نمی شود. شاید بشود اما اصلا آسان نیست و قطعا بسیار سخت تر از نگهداری از حتی شیطان ترین کودکان است....

همان طور که مادران و پدران شاغل کودکان نمی توانند 24 ساعته از کودک خود مراقب کنند و حداقل 7 ساعت در روز کودک را به مهد و پیش دبستانی می فرستند، این نباید عجیب و قابل سرزنش باشد که بزرگسالانی هم والدین سالمند خود را به آسایشگاه سالمندان بسپارند. البته نمی شود سالمندان را با دردهای معمولشان - پا درد، کمر درد و...- مدام جابه جا کرد و به خانه برد و آورد، این گونه بیش تر اذیت می شوند. برای همین آسایشگاه های سالمندان شبانه روزی هستند نه مثل مهد کودک هفت ساعت در روز.

بی دلیل و بی اساس سرزنش نکنیم و عذاب وجدان ندهیم، نگهداری از کودک با نگهداری از سالمند، هرگز شرایطی برابر ندارد.

پ.ن: حالا بماند که والدین جوان از نگهداری از کودک و مشاهده ی رشد و یادگیری اش، همیشه انرژی و روحیه می گیرند. اما افراد از نگهداری از والدین سالمند و مشاهده ی پس رفت و تحلیل رفتن روز به روزشان، هرگز شاد و خوشحال نمی شوند بلکه روحیه شان هرچه بیش تر می پژمرد... و این دلیل دیگری ست بر الزام کمک گرفتن از پرستار - حالا هرچقدرهم که وظایف رسیدگی به والد سالمند، میان هر تعداد فرزندان پخش بشود.

گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نگهداری از مادر پیر,نگهداری از مادر شوهر,نگهداری از شیر مادر,نگهداري از شير مادر,نگهداری از شیر مادر در یخچال,بازی نگهداری از مادربزرگ,نگهداری از پدر و مادر,نگهداری از بره بدون مادر,نگهداری از بچه گربه بی مادر,نحوه نگهداری از شیر مادر, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 4:14

صفحه بندی