امروز وقتی داشتم لوازم تهیه دو جور دسر رو از فروشگاه می خریدم، فروشنده شک کرد به این که آیا درست حساب کرده یا نه. دوباره از نو حساب کرد و دید که نه... حساب درسته. زیر لب گفت "چقدر پول بی ارزش شده" و اجناس رو ریخت توی کیسه. در واقع حتی خود صندوقدار هم انتظار نداشت که سی و هفت هزار تومن بشه هزینه ی خرید نه چندان بزرگ من.
یکی دو بار دیگه هم پیش اومد که بعد از یک خرید غذایی مختصر با فیش رقم بالایی مواجه شدم و جا خوردم. اقلام خریدم نه خیلی زیاد بود و نه گرون قیمت به نظر می رسید. وقتی نشستم ریز قیمت فهرست خرید رو خوندم فهمیدم که پول خیلی خیلی بیش تر از چیزی که انتظارش رو داشتم بی ارزش شده. و این که باید از این به بعد زمان خرید به قیمت چاپی هر کالا دقت کنم. در برخی چیزها مثلا مایع ظرفشویی فهمیدم که همون ریکاهای آبی قدیمی، بسیار باصرفه تر از مایع های ظرفشویی جدید و خوش و آب رنگ امروزی مثل اَوِه هستند. غلیظ تر، حجم بیش و قیمت کمی پایین تر. بعد فهمیدم وقتی این حرکت (دقت به قیمت ها) رو در تک تک اقلام خریدم به کار بگیرم در کل یک میزانی از هزینه میاد پایین. منتها به شرطی که در هر کالا حق انتخاب داشته باشی. مثلا در دستمال کاغذی جعبه ای و رول دستمال توالت و مواد شوینده حق انتخاب زیاده. ولی نون سوخاری یا آرد ذرت و موادی که در دسر پزی استفاده می شه فقط یک محصولات خاصی هست و همونو باید برداری...
در این بین متوجه یک چیز دیگه هم شدم. این که در ایران (حداقل در سوپرهای محل ما که ازشون خرید می کنیم) درصد بالایی از اجناس خارجی و وارداتی هستند و همین هزینه شون رو بالا می بره. فرض کنید من می خوام چیزکیک درست کنم. برای تهیه چیز کیک ،چیزی که قراره براش وقت بذاری و زحمت بکشی، نباید اون قدر هزینه بکنی که دیگه ارزش پختن نداشته باشه. اگر قراره هم وقت بذاری و هم دوبرابر بیرون هزینه کنی، خب خرید حاضر و آماده ش راحت تر نیست؟!
یکی از مواد مصرفی چیزکیک بیسکوئیت پتی بور هست. در مغازه های محل، دم دست ترین بیسکوئیت های پتی بور، آلمانی هستند به قیمت 2000 و خرده ای تومن. باید کلی در مغازه بگردی و بعد آها! اون زیر، جایی که به هیچ عنوان در دید نیست، پایین ترین و پنهان ترین طبقه ی مواد غذایی... بیسکوئیت های پتی بور ایرانی با قیمت 600 تومن قرار دارند. (امروز فهمیدم شده 800 تومن).
این دقت به قیمت ها باعث شد یاد اسپانیا بیفتم. در بیش تر سوپرهای اسپانیا، هر روز مجموعه ای از اجناس شامل تخفیف می شند. اجناس تخفیفی رو در قسمت هایی نزدیک به در جلوی فروشگاه قرار می دند. برخی فقط قیمت شون میاد پایین و برخی به صورت ( یکی بخر، دو تا ببر یا بیش تر) هستند. غیر از این ها، اجناس زیادی هم واقعا با پایین ترین قیمت عرضه می شند. یعنی این جوری نیست که اگر شما یک دانشجو با وضع مالی دانشجویی ،یا کلا فقیر باشید گرسنه بمونید. می تونید به جای گوشت هشت-نه یورویی، یک بسته کالباس یک یورویی، یا چهاربسته سوسیس دو یورویی بخرید. می تونید با یک یورو، یک بسته سالاد آماده یا یک پاکت آب میوه ی یک لیتری بخرید.با یک یورو، می تونید دو عدد نون باگت بزرگ بخرید... جالب این که در تمام این موارد، رقم یک یورو رو بر کاغذهای بزرگ زرد و قرمز نوشته و به اجناس چسبونده ند تا از فاصله ی دور هم قابل تشخیص باشند. به عبارت دیگه، همه شرایط رو برای فروش کالاهای ارزون قیمت محیا می کنند. درست برعکس ایران که جنس های ارزون رو تقریبا قایم می کنند و اجناس گرون تر رو می چینند جلو! در ایران من بارها به پدرم تاکید کردم که زمان خرید مثلا همون بیسکوئیت پتی بور ایرانی بخره، ولی در عمل همون بیسکوئیت آلمانی لایبنیتس رو خریده و اومده خونه. افراد میانسال درست چشم شون نمی بینه و حوصله ی دقت و بررسی آن چنانی هم ندارند، همون چیزی که دم دستشونه برمی دارند. و این همون چیزیه که فروشندگان می خوان.
حالا! آیا صحبت تفاوت قیمت 1200 تومنی یک بسته بیسکوئیته؟؟ معلومه که نه، این چیزیه مربوط به 365 روز خرید روزانه ی صدها خانواده از تعداد زیادی فروشگاه و هزینه ی ای که در عمل به همه ی این مردم تحمیل می شه و البته فروشندگان که از وضعیت موجود راضی اند.
شاید سران کشورما با سیاست های احمقانه شون باعث بی ارزشی پول ما شده باشند، ولی خودمون باید یاد بگیریم که با پولمون با ارزش بیش تری برخورد کنیم. و بهتر خرج کنیم. به اندازه ی نیازمون بخریم و حواسمون به قیمت ها باشه. این موضوع در اروپا یک مساله ی عادی و عادت همیشگیه ولی خب، در ایران به تفکر اقتصادی می گن "خساست" و براش جوک های قومیتی اصفهانی می سازند.
پ.ن: یکی دیگه از چیزهایی که من روش خیلی حساسیت دارم هم مهمون شدن/کردن در کافه و رستوران هست. این خیلی خوبه که کسی رو دعوت و مهمون کنیم.ولی وقتی قراره با افرادی به صورت مدام یا هر از گاهی ببینیم بهتره که دنگی باشه. دوران دبیرستان یادمه که دوتا از صمیمی ترین دوست ها به خاطر این مهمون کردن های متعدد - که بعدا تبدیل شد به من و تو نداره و...- دوستی شون بهم خورد. تقریبا هم زمان دو همسایه مون هم باهم قطع رابطه کردند. علتش قاطی شدن حساب های مالی ناشی از دوستی و صمیمیت بالاشون بود!! همون موقع به صورت قطعی تصمیم گرفتم که حساب مالیم رو کلا از همه آدم ها جدا کنم و نذارم دوستی و تعارفات روزمره تاثیری رو این مسایل داشته باشه... افرادی که برای اولین بار یکهو جدی شدن من رو در این باره می بینند واقعا تعجب می کنند :))
گربه ی ایرانی...ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 28