اومدم از وبلاگ نسخه پشتیبان بگیرم. یه چیزی واسه خودش دانلود شد ولی اصلا شبیه نسخه هایی که قبلا گرفته بودم نبود. اصلا باز نمی شد و به جاش چرت و پرت میومد... تصمیم گرفته بودم کلیه مطالبم رو در قالب فایل ورد جمع آوری کنم. هیچی دیگه به سبک عهد دقیانوس نشستم به کپی کردن مطالبم. می دونستم که "ده سال" اینجا مطلب نوشتم ولی انگار فراموش کرده بودم که "ده سال" به طور میانگین هر روز نوشتن می شه چقدر!!!! دو روز طول کشید و مطالب "پنج سال" ابتدایی رو کپی کردم. مچ درد گرفتم و چشمام باباقوری شد از این همه پای کامپیوتر نشستن. برخی از مطالبم رو هم دوباره می خوندم و گاهی خنده م می گرفت از تغییرات ایجاد شده در قلمم در طول سال ها. (چیزی شبیه به این که در جمع، فیلم رقص چند سال پیشت رو تماشا کنی! هاها) بعضی دغدغه هایی که مطرح کرده بودم برای خودم جالب بود . از این نظر که اون موضوعات امروزه خیلی عادی به نظر می رسه ولی زمانی که من درباره ش نوشتم یا تابو بوده یا عجیب یا کم تر کسی درباره ش می نوشته/در فضای عمومی مجازی ازش حرف می زده.
بعضی جاها کامنت های اون پست هارو هم دوباره می خوندم و برام جالب بود که ببینم، آدم هایی که حالا بهتر می شناسم و جزو دوستانم هستند، اون موقع فقط خواننده ی وبلاگم بودند و چی برام نوشته بودند :)
حالا علت این جمع آوری چیه؟ از یک سو برای محافظت از مطالب وبلاگ (خدا می دونه این برادران بیمار ما که با یک دکمه همه دارایی های مجازی آدم رو به باد فنا می دند در انتخابات در چه حال و روزی اند). از سوی دیگه برای این بود که به صورت کتاب چاپش کنم. نظرتون چیه؟ "ده سال با وبلاگ گربه ی ایرانی" .یک کتاب-وبلاگ !
چنین کاری نیاز به ویرایش و مشاوره و بازخونی همه ی مطالب داره و... راستش من اصلا حوصله ش رو ندارم. برخی مطالب رو موقع کپی حذف کردم چون می دونستم هیچ جوره امکان چاپ نداره و حتی نبودش بهتره تا بودنش. خیلی از مطالب از نگاه خودم مشکلی ندارند ولی خب، بعید نیست که بعدا بهش گیر بدند. (همون طور که خرس کارتونی روی یک کارت پستال اینترنتی مشکلی نداره ولی برادران فیل طرش می کنند! دیدم که می گم). وقتی می گم حوصله ی بازخوندن وبلاگ رو ندارم منظورم حوصله به شکل عمقیه!! یعنی امروز با فردا یا هفته ی دیگه برام فرق نمی کنه، کلا نمی تونم بعضی مطالب مثلا احساسی خودم رو دوباره بخونم و ببینم چه بلاهای احساسی سر خودم آوردم...
راستی موقع خوندن کامنت ها هم دلم تنگ شد برای خیلی از خوانندگانی که دیگه نیستن و از جرگه وبلاگ خونی اومدن بیرون .
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 4:5 PM توسط گربه ی ایرانی| |
گربه ی ایرانی...ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 39