من فکر می کنم "امید" و "آرزو" هم هورمون خاص خودش رو داره! مثلا این جوریه که توی یه دوره ای کلی از این هورمون در بدن ترشح می شه و تا با ذوق و شوق و امید و انگیزه می ری تا اون سر شهر تا مثلا برای یه آگهی نریشن بگی، پولتم نمی دن و برمی گردی ولی چون هنوز هورمون امید و انگیزه در بدنته، بازهم برای کارهای مشابه می ری و میای و خم به ابرو نمیاری.
ولی یک موقع ترشح این هورمون متوقف می شه! و اون وقته که برای کاری که سر کوچه خونه ت هم هست حال نداری که بری و بیای. و با خودت می گی "خب که چی؟" شدیدا نیاز به نقطه امن خودت داری و خارج از اون عصبی می شی.
خیلی زیاد پیش میاد که هورمون امید و انگیزه ی من ته بکشه. دقیقشو بگم، یه چند سالی هست که ته کشیده. و اگر بخوام طبق قانون جذب توی یک جعبه رو پر از عکس از آرزوهام بکنم... خب هیچ عکسی ندارم که بذارم تو جعبه م :/
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 2:38 AM توسط گربه ی ایرانی| |
گربه ی ایرانی...ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 40