قدر لحظه ها را دانستن

خرید بک لینک

نه که بلد نبوده باشم. بلد بوده ام همیشه. اما امروز یک جور دیگر ازش لذت می برم.گاهی فقط وقتی معنای چیزی را عمیقا درک می کنی که متضادش را چشیده باشی. زمانی قدر ثروت امروزت را می دانی که فقر را حداقل از نزدیک به چشم دیده باشی. زمانی از سلامتی ات خداراشکر می کنی که یک شب تا صبح را مریض حال گذرانده باشی. و زمانی قدر لحظه های کوتاه بودن حتی با یک غریبه را می دانی، که عمیقا بدانی تنهایی چیست. که هم درد تنهایی را کشیده و هم لذتش را برده باشی. ماه ها در خانه ماندم و درد کشیدم و ماه ها به تنهایی و با پای پیاده قدم زنان به سینما رفتم و لذت بردم. یک خلوت طولانی خودم با خودم. حتی دلم نمی آمد به هیچ دوستی خبر بدهم که بیا باهم برویم. تنهایی تازه داشت مزه ی خوبی پیدا می کرد. هیچ چیز "چینی نازک تنهایی" ام را نمی شکست. اما باز مزه اش داشت رو به تلخی می رفت...

نه که بلد نبوده باشم. بلد بوده ام همیشه. امروز نیز به کار می گیرمش. لذت زندگی در لحظه، حضور یک مخاطب که آهسته با تو حرف می زند و می تونی سوار کلماتش بشوی و به این سو و آن سوی دنیای درونی اش سرک بکشی. حضور یک گوش شنوا که بیش تر از آن چه که انتظارش را داری به تو گوش می کند و می فهمدت. شاید من سطح امیدم از مردم پایین آمده بود. یعنی آرزو داشتم که دنیای من برایشان عجیب و غریب نباشد و در عین حال، ناامید بودم از وجود کسی که مرا عجیب و ناجور نداند.

در لحظه زندگی می کنم. به اندازه ی کافی به آینده فکر کرده ام. از حضور و وجودی که رو به رویم قهوه می نوشد استفاده می کنم، یک استفاده ی مفید و آن حضور داشتن برای دیگری ست. اعتراف می کنم که خیلی می ترسیدم از این که "چینی نازک تنهایی "ام بشکند و همراه با آن خودم نیز شکسته شوم. اما نه، در قلب یا جای «ایمان به لحظه» است و یا جای ترس. من لحظه را انتخاب می کنم. قدر لحظه ها را دانستن یک هنر است.

نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 2:21 AM توسط گربه ی ایرانی| |

گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 9:21

صفحه بندی