من ناامیدم اما تو نباش!

خرید بک لینک

خب، در کم تر از یک ماه و فقط دو جلسه دیدار، رابطه ی در حال شکل گیری را تمام کردم. خوشحالم از این که دیگر توانش را دارم که به محض تشخیص اشتباه بودن رابطه، آن را تمام کنم. اما خب، چه می شود کرد؟ نمی توانم جلوی حال گرفته شده ام را بگیرم. از توصیه ی ناامید بودن از آدم های جدید بیزارم. منظورم این است که بیایم و این جا بنویسم که ایها الناس دیگر هیچ کس به اندازه کافی خوب نیست و از این به بعد آشنایی های جدید را با ناامیدی آغاز کنید! از این وضع متنفرم. بدترین توصیه همین است. بله، من در لحظه ی حال ناامیدم اما انسان به امید زنده ست و من هرگز ناامید بودن را توصیه نمی کنم.

وقتی از ابتدای ابتدا ناامید باشی حتی یک ابسیلون برایت مهم نیست که مثلا طرفت از چیزی ناراحت شده است. حتی یک ذره برایت مهم نیست که مثلا امروز او خوشحال یا ناراحت است و تو چه کاری می توانی برایش انجام دهی که در رابطه نقش مجسمه را نداشته باشی، همراهی یا همدردی.البته مجسمه، حداقل حضور دارد! خیلی ها حتی صرف حضور داشتن برای یک دیگری را بلد نیستند. آدم ناامید، بی تفاوت است. فقط تماشا می کند. شاید حتی تماشا هم نکند و رویش را برگرداند. انگار می گوید "من که می دانم تو هم مرا نمی خواهی. برای چه برایت انرژی عاطفی خرج کنم؟" نمی گویم در انرژی عاطفی خود ولخرجی کنید اما جان عزیزتان، این قدر احمقانه خست هم به خرج ندهید. تا برایش وقت نگذاری از کجا می خواهی بفهمی طرفت آدم هست یا نه؟!

با همه ی این ها، حالم گرفته است. امید داشتم و حال ناامید شده ام، توسط یک ناامید دیگر. سعی می کنم ناامیدی ام موقتی باشد و بازهم تلاش کنم. متنفرم از این هایی که دست روی دست می گذارند و منتظر می شوند که ناگهان در باز بشود و یکی بیاید تو که"آدم را بلد باشد" و از این شعرها. این شخص از خیلی جهات با من تفاهم داشت. در کنارش راحت بودم. فکر می کردم می توانم خوب درکش کنم.اما خب... چه می دانم. تا شناخت می خواهد از یک مرحله ای گذر کند ، یکهو مردها جو می گیردشان و فیل شان یاد هندوستان می کند. یکهو یاد عشق از دست رفته شان می افتند لابد. انگار ما عشق از دست رفته نداشته ایم. فقط آن ها دارند. انگار ما در زندگی قلبمان نشکسته است. فقط آن ها! کلا انگار ما آدم نیستیم. عوضش آن ها مرکز جهان اند و همه ی عالم می توانند تا ابد مچل و منتظر بمانند تا فیل شان بی خیال هندوستان بشود. آدمی که به شروع تازه امید واقعی ندارد، آدمی که هنوز با گذشته اش خداحافظی نکرده، بدترین گزینه است حتی اگر 90 درصد شباهت خانوادگی و اجتماعی و تفاهم و چه و چه داشته باشد.

خیلی وقت است که می دانم دیگر نباید روی خودم عیب بگذارم. من چیزی کم ندارم. آن ها دارند! شجاعت! عُرضه و جربزه ی شروع تازه! به قول لئو بوسکالیا، شما ممکن است بهترین آلوی دنیا باشید.اما خیلی ها آلو دوست ندارند! و این مشکل شما نیست... البته لئو جان، این برای من مشکل شده است. اتفاقا همه دلشان بهترین آلو را می خواهد فقط وقتی با آلو مواجه می شوند یاد شلیل و گلابی و خیار می افتند و عقب می کشند.

این که چون قبلا به من صدمه زده اند پس من دیگر برای تو (آدم جدید) وقت و انرژی نمی گذارم احمقانه ترین-احمقانه ترین-احمقانه ترین طرز فکر دنیاست.

پ.ن1: یعنی-خعلی- حالم-گرفته-ست.

پ.ن2:بهترین دعایی که می توانم برایتان بکنم، این ست که امیدوارم شریک عاطفی شما قدرتان را به معنی واقعی کلمه بداند. البته اگر شریک عاطفی دارید و مثل من در چرخه ی امید و ناامیدی نمی چرخید.

نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:54 PM توسط گربه ی ایرانی| |

گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 19:43

صفحه بندی